
0:00
1:17:47
غزل نمره ۳۶۰
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
گر از اين خان غریبان به سوی خانه روم
دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم
زين سفر گر به سلامت به وطن گردم باز
نذر کردم که هم از راه به ميخانه روم
تا بگويم که چه کشفم شد از اين سير و سلوک
به در صومعه با بربط و پيمانه روم
آشنايان ره عشق گرم خون بخورند
ناکسم گر به شکايت سوی بيگانه روم
بعد از اين دست من و زلف چو زنجير نگار
چند و چند از پی کام دل ديوانه روم؟
گر ببينم خم ابروی چو محرابش باز
سجدهی شکر کنم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزير
سرخوش از ميکده با دوست به کاشانه روم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Weitere Episoden von „رواق / Ravaq“
Verpasse keine Episode von “رواق / Ravaq” und abonniere ihn in der kostenlosen GetPodcast App.