رواق / Ravaq podcast

آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم ۳۶۱

0:00
1:03:38
15 Sekunden vorwärts
15 Sekunden vorwärts

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۳۶۱

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم

خاک می‌بوسم و عذر قدمش می‌خواهم

من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا

بنده‌ی معتقد و چاکر دولتخواهم

بسته‌ام در خم گيسوی تو اميد دراز

آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم

ذره‌ی خاکم و در کوی توام جای خوش است

ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم

پير ميخانه سحر جام جهان‌بينم داد

و اندر آن آينه از حسن تو کرد آگاهم*

صوفی صومعه‌ی عالم قدسم ليکن

حاليا دير مغان است حوالتگاهم

با من راه‌نشين خيز و سوی ميکده آی

تا در آن حلقه ببينی که چه صاحب‌جاهم

مست بگذشتی و از حافظت انديشه نبود

آه اگر دامن حسن تو بگيرد آهم



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Weitere Episoden von „رواق / Ravaq“