
0:00
1:06:12
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۵۳
فاعلاتن مفاعلن فعلن
ای که دايم به خويش مغروری
گر تو را عشق نيست معذوری
گرد ديوانگان عشق مگرد
که به عقل عقيله مشهوری
مستی عشق نيست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
روی زرد است و آه دردآلود
عاشقان را دوای رنجوری
بگذر از نام و ننگ خود حافظ
ساغر می طلب که مخموری
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Więcej odcinków z kanału "رواق / Ravaq"



Nie przegap odcinka z kanału “رواق / Ravaq”! Subskrybuj bezpłatnie w aplikacji GetPodcast.







