
0:00
57:25
غزل نمره ۴۹۴
مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل
ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی
هر جا که روی زود پشيمان به درآیی
شايد که به آبی فلکت دست نگيرد
گر تشنهلب از چشمهی حيوان به درآیی
هش دار که گر وسوسهی عقل کنی گوش
آدمصفت از روضهی رضوان به درآیی
در تيرهشب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان به درآیی
چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت
کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی
بر رهگذرت بستهام از ديده دوصد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی
حافظ مکن انديشه که آن يوسف مهرو
بازآيد و از کلبهی احزان به درآیی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Weitere Episoden von „رواق / Ravaq“



Verpasse keine Episode von “رواق / Ravaq” und abonniere ihn in der kostenlosen GetPodcast App.








