رواق / Ravaq podcast

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰

0:00
1:08:32
15 Sekunden vorwärts
15 Sekunden vorwärts

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۹۰

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


در همه دير مغان نيست چو من شيدایی

خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

دل که آيينه‌ی شاهی‌ست غباری دارد

از خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی

کرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروش

که دگر می نخورم بی رخ بزم‌آرایی

شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان

ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

کشتی باده بياور که مرا بی رخ دوست

گشت هر گوشه‌ی چشم از غم دل دريایی

اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت

بر در ميکده‌ای با دف و نی ترسایی

گر مسلمانی از اين است که حافظ دارد

آه اگر از پی امروز بود فردایی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Weitere Episoden von „رواق / Ravaq“