مردی میانسال، با ظاهری محترم و آبرومند، در یک پاساژ در کام تمساحی فرو میرود و در کمال شگفتی زنده میماند. او از داخل شکم تمساح شروع به صحبت میکند و ... .
«در سیزدهم ژانویه امسال (۱۸۶۵)، نیم ساعت بعد از ظهر، النا ایوانوونا، همسر دوست فرهیختهام، ایوان ماتویچ که هم همکار هستیم و هم نسبت دوری با من دارد، هوس کرد که سه نفری به دیدن تمساحی برویم که این روزها در پاساژی به نمایش گذاشتهاند. ایوان ماتویچ که بلیت سفر به خارج از کشور به همراه داشت، وقتش آزاد بود، کار اداری خاصی هم نداشت...».
این جملههای ابتدایی داستان بلند «تمساح» است که به قلم شگفتانگیز داستایفسکی به رشته تحریر درآمده است. در ادامه داستان، اتفاق نادری میافتد و تمساح ایوان ماتویچ را میبلعد، اما او زنده میماند و از داخل شکم تمساح شروع به صحبت میکند و بهتدریج حتی نگاه و فلسفهاش به زندگی تغییر مییابد و ... .
.
با صدای محسن بهرامی
تدوین: علیرضا فدایی
صدابردار: رامین آریا شکوه
ترجمه: مهشید دشتی
--------------------------
برای پخش تبلیغات در پادکستهای فارسی به ربطهاست مراجعه کنید.
Hosted on Rabt.
See Rabt.host for more information.
Otros episodios de "کته کتاب"



No te pierdas ningún episodio de “کته کتاب”. Síguelo en la aplicación gratuita de GetPodcast.








