ماتیو و توما، ابتدا در آغوشِ خانواده و با کمک پرستاری دلسوز زندگی میکنند؛ اما کمکم بهعلّت مشکلات خانوادگی و فراهم نبودن برخی شرایط برای نگهداریشان، آنها را به یک مرکز توانبخشی میبرند که البتّه آخر هفتهها نزد خانواده بازمیگردند.
«کجا میریم بابا؟» سؤالی است که توما، هر بار که سوار خودروی پدرش میشود، بهطور خستگیناپذیری از او میپرسد. جواب هرچه که باشد، توما این پرسش را بیوقفه تکرار میکند.
فورنیه در این کتاب، زندگی روزانهاش را با ما تقسیم میکند و از نگرانیها و رنجهایش میگوید.
کتاب روایتی است باشکوه، منقلبکننده و صادق. او با صداقت مطلق مینویسد؛ بهگونهای که حتی به افکار شرمآور خود نیز اعتراف میکند. او همه چیز را روایت میکند: تنفرش، احساس گناهش، خشم و دلخوریاش، پسزدنهایش، وضعیّت بیرحمانهی والدین بچّههای معلول و حتّی نومیدی در مقابل چنین هرجومرجی.
*این کتاب، قطعاتِ کوتاه نویسندهای است که اتفّاق خاصّی را در زندگی تجربه میکند؛ داشتن دو فرزند با معلولیّت جسمی و ذهنی. نویسنده افکار و ذهنیّات این پدر را بهزیبایی به تصویر میکشد و داستان تأثیرگذار تلاشها و مشکلاتش را روایت میکند؛ درحالیکه سعی دارد تا زندگی بهتری برای فرزندانش بسازد. فرزندانی که بهمعنای واقعی کلمه، هیچگاه بزرگ نمیشوند.
این کتاب «جایزه فمینا» را در سال ۲۰۰۸ کسب کرده است.
.
با صدای ایوب آقاخانی
ترجمه از فرناز عقیلی و فاطمه کاظمی
تدوین: نیکو یوسفی
صدابردار: زهره محمدی
--------------------------
برای پخش تبلیغات در پادکستهای فارسی به ربطهاست مراجعه کنید.
Hosted on Rabt.
See Rabt.host for more information.
Otros episodios de "کته کتاب"



No te pierdas ningún episodio de “کته کتاب”. Síguelo en la aplicación gratuita de GetPodcast.








