رواق / Ravaq podcast

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی ۴۵۴

0:00
1:07:45
15 Sekunden vorwärts
15 Sekunden vorwärts

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۵۴

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن


ز کوی يار می‌آيد نسيم باد نوروزی

از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزی

چو امکان خلود ای دل در اين فيروزه‌ايوان نيست

مجال عيش فرصت دان به فيروزی و بهروزی


سخن در پرده می‌گويم بهار و گل غنیمت دان

که بيش از پنج روزی نيست حکم مير نوروزی

طريق جستن چيست؟ ترک کام خود گفتن

کلاه سروری آن است کز اين ترک بردوزی

ندانم نوحه‌ی قمری به طرف جويباران چيست

مگر او نيز همچون من غمی دارد شبانروزی؟

جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين ای شمع

که حکم آسمان اين است اگر سازی و گر سوزی


می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عيبش

خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزی


به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

بيا ساقی که جاهل را هنی‌تر می‌رسد روزی


به بستان شو که از بلبل رموز عشق گیری یاد

به مجلس آی کز حافظ سخن گفتن بیاموزی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Weitere Episoden von „رواق / Ravaq“