رواق / Ravaq podcast

صبح است ژاله می‌چکد از ابر بهمنی ۴۷۹

0:00
57:37
15 Sekunden vorwärts
15 Sekunden vorwärts

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۷۹

مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن


صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام يک منی


در بحر مایی و منی افتاده‌ام بيار

می تا خلاص بخشدم از مایی و منی


خون پياله خور که حلال است خون او

در کار يار باش که کاری‌ست کردنی


ساقی به دست باش که غم در کمين ماست

مطرب نگاه دار همين ره که می‌زنی


می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت

خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی


ساقی به بی‌نيازی رندان که می بده

تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Weitere Episoden von „رواق / Ravaq“