رواق / Ravaq podcast

هزار جهد بکردم که یار من باشی ۴۵۷

0:00
1:02:36
Rewind 15 seconds
Fast Forward 15 seconds

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۵۷

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


هزار جهد بکردم که يار من باشی

مرادبخش دل بی‌قرار من باشی


شبی به کلبه‌ی احزان عاشقان آیی

دمی ندیم دل سوگوار من باشی

چراغ ديده‌ی شب‌زنده‌دار من گردی

انيس خاطر اميدوار من باشی


از آن عقيق که خونين دلم ز عشوه‌ی او

اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی

چو خسروان ملاحت به بندگان نازند

تو در ميانه خداوندگار من باشی

در آن چمن که بتان دست عاشقان گيرند

گرت ز دست برآيد نگار من باشی


من اين مراد ببينم به خود که نيم‌شبی

به جای اشک روان در کنار من باشی

شود غزاله‌ی خورشيد صيد لاغر من

گر آهویی چو تو يک دم شکار من باشی

سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظيفه من

اگر ادا نکنی قرض‌دار من باشی

من ار چه حافظ شهرم جوی نمی‌ارزم

مگر تو از کرم خويش يار من باشی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

More episodes from "رواق / Ravaq"