رواق / Ravaq podcast

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می ۴۳۰

0:00
58:24
Retroceder 15 segundos
Avanzar 15 segundos

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۳۰

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می

علاج کی کنمت آخرالدواء الکی

ذخيره‌ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار

که می‌رسند ز پی رهزنان بهمن و دی

چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو

منه ز دست پياله چه می‌کنی هی هی


(چو هست آب حیاتت به دست تشنه ممیر

فلا تمت و من الماء کل شئ حی)


شکوه سلطنت و حسن کی ثباتی داد!

ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی

خزينه‌داری ميراث‌خوارگان کفر است

به قول مطرب و ساقی، به فتوی دف و نی

زمانه هيچ نبخشد که بازنستاند

مجو ز سفله مروت که شيئه لا شی

نوشته‌اند بر ايوان جنةالماوی

که هر که عشوه‌ی دنیا خريد وای به وی

سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست

بده به شادی روح و روان حاتم طی

بخيل بوی خدا نشنود بيا حافظ

پياله گير و کرم ورز و الضمان علي



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Otros episodios de "رواق / Ravaq"