رواق / Ravaq podcast

چراغ روی تو را شمع چرخ پروانه ۴۲۷

0:00
58:32
Spol 15 sekunder tilbage
Spol 15 sekunder frem

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۲۷

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


چراغ روی تو را شمع چرخ پروانه

مرا ز حال تو با حال خويش پروا نه

خرد که قيد مجانين عشق می‌فرمود

به بوی سنبل زلف تو گشت ديوانه

به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد؟

هزار جان گرامی فدای جانانه

من رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش

نگار خويش چو ديدم به دست بيگانه

چه نقشه‌ها که برانگيختيم و سود نداشت

فسون ما بر او گشته است افسانه

بر آتش رخ زيبای او به جای سپند

به غير خال سياهش که ديد به دانه

به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی

ز شمع روی تواش چون رسيد پروانه

مرا به دور لب دوست هست پيمانی

که بر زبان نبرم جز حديث پيمانه

حديث مدرسه و خانقه مگوی که باز

فتاد در سر حافظ هوای ميخانه



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Flere episoder fra "رواق / Ravaq"